جمعه, ۷ آذر ۱۳۹۹، ۰۴:۴۰ ب.ظ

سوال:
چرا در زمان شهادت امام حسین (ع) عذاب الهی نازل نشد؛ در حالی که در موقعیتها و زمانهای دیگر عذابهای الهی نازل شده است؟
مانند زمان کشتن شتری که حضرت صالح(ع) به عنوان معجزه ای برای مردمش از دل کوه بیرون آورد. بعد از کشته شدن شتری، عذاب الهی نازل شده ولی بعد از شهادت امامی مظلوم با یارانش و آن هم به آن صورت، عذابی نازل نشده!!
پاسخ:
پاسخ به این سوال را نمیشود خلاصه و در چند جمله ی کوتاه نوشت، اما سعی بر آن می شود تا جاییکه ممکن است پاسخی کوتاه ارائه شود تا از حوصله ی خوانندگان دور نباشد.
مصیبت جانسوز امام حسین(ع) و واقعه ی عاشورا، مصیبتی عظیم و داغیست که بر دل مسلمانان و مومنان زده و هرگز این داغ سرد و خاموش نخواهد شد و اثر جانسوز آن تا قیامت بر دل شیعیان آن حضرت خواهد ماند. زندگی این حضرت که یکی از پنج تن آل عبا هستند و این واقعه که برای ایشان و یارانش اتفاق افتاده با زندگی هیچکس مقایسه نمی شود و نمی توان مقایسه کرد. تمام زندگانی این حضرات برای ما الگویی هست که در همه ی مراحل زندگی خود، چه در خوشی و چه در اندوه به آنها نگاه کرده و مسیر زندگی خود را به سمت رضای خدا پیدا می کنیم ولی هرگز نمی شود زندگانی این حضرات را با زندگی خود محل مقایسه ی نقطه به نقطه قرار دهیم و انتظار نوع برخورد و اتفاقی که در دل و ذهن ما افتاده را در زندگی این حضرات داشته باشیم، اما به طور آشکار، این خاندان جلیل القدر الگوی زندگی برای ما هستند.
1. برای پاسخ به این سوال به کتاب " مهیّج الاحزان و موقد النیران فی قلوب اهل الایمان " نوشته ی علّامه آیت الله شیخ حسن یزدی حائری از علمای نامی شیعه، به تحقیق و ویرایش محمد حسین رحیمیان استناد می کنیم.کتابی پژوهشی،پرشور و عمیق در تاریخ جانسوز سیّدالشّهدا علیه السّلام. در این نوشتار مفصل، نخست از فضایل خاندان پیامبر (ص) سخن به میان آمده، آنگاه با بیان احساسی، شهادت امام حسین (ع) با ذکر احادیث و روایات متعدد بازگو شده است.نگارنده در پایان، منتقم خون حسین (ع) را حضرت مهدی (عج) معرفی میکند:
شخصی از امام صادق (ع) سوال کرد: یابن رسول الله! یکی از دشمنان خاندان نبوّت گفت: اگر کشتن حسین از روی باطل و از صید ماهی عظیم تر بود، پس چرا خدا بر کشندگان او غضب نفرمود همچنانکه بر کسانی که در یوم سبت صید ماهی کردند غضب نمود.
{ توضیح خارج از کتاب برای باز شدن ماجرای صید ماهی:
آیه 65 سوره ی بقره اشاره به یکی از صحنه های تاریخ پرماجرای بنی اسرائیل داشته، مربوط به جمعی از یهود است که در ساحل دریائی زندگی میکردهاند و روح عصیانگری و نافرمانی بر آنها حاکم بوده است و علاقه شدید به امور مادی داشته اند و قرآن کریم واژه «سبت» (شنبه) را بدان جهت آورده است که جریانی در روز سبت (شنبه) که روز تعطیلی بنی اسرائیل بود اتفاق افتاده است:
خلاصه ماجرا چنین است: روز شنبه که روز تعطیل یهود بود، خداوند متعال (برای آزمایش) به گروهی از یهودیان که در کنار دریا میزیستند دستور داد که روز شنبه از دریا ماهی نگیرند ولی از قضا روزهای شنبه که میشد ماهیان بخاطر احساس امنیت از نظر صیادان دسته دسته به روی آب ظاهر میشدند، آنان دست به حیله زدند و در واقع با یک نوع کلاه شرعی روز شنبه از آب ماهی میگرفتند، بدین صورت که در کنار دریا حوضچهای ترتیب میدادند و روز شنبه راه آن را باز میکردند و ماهیان وارد آن میشدند به هنگام غروب راه حوضچه را میبستند، خداوند نیز آنان را به جرم نافرمانی و عصیان مجازات کرد و چهره هایشان را از صورت انسان به صورت حیوان دگرگون ساخت.
خداوند در باره ی آنان چنین میفرماید: ولقد علمتم الذین اعتدوا منکم فی السبت فقلنا لهم کونوا قردة خاسئین، بطور قطع کسانی را که از میان شما در روز شنبه نافرمانی و گناه کردند، دانستید و ما (در مجازاتشان) به آنها گفتیم به صورت بوزینههای طرد شدهای در آیید. (بقره/65) }
حضرت فرمود:
در جواب او بگو ابلیس لعین، معصیتش از معصیت جماعتی که به اغوای او کافر شدند عظیم تر بود؛ پس چرا خداوند او را مثل قوم هود و اصحاب فرعون که هلاک کرد، هلاک نفرمود و حال آنکه او از آن جماعت اولی به هلاکت بود؟! پس چرا خداوند آن جماعتی را که تقصیر ایشان در معاصی موبقات از ابلیس کمتر بود، هلاک کرد و ابلیس را با آن معاصی و محرّماتی که از او سر می زند، مهلت داد؟! این نیست مگر اینکه پروردگار عالم حکیم است و تدبیر او به حکمت مقرون است. هرکسی را مهلت می دهد در آن تدبیری و هرکسی را که هلاک می کند در آن حکمتی است. پس همچنین است هلاک نمودن صید کنندگان ماهی و مهلت دادن کشندگان حسین(ع). [الاحتجاج : 312/2 ، بحار الانوار: 295/4 ح2]
بنابراین، اولا بحث و اعتراضی بر حکیم علی الاطلاق روا نیست و ثانیا آنجا که خود فرموده " اگر ما از اشرار ناس به واسطه ی ابرار ناس دفع نمی کردیم، هر آینه عذاب نازل میشد و معابد و مساجد را سرنگون می کرد. سوره ی حج آیه 40"
اگرچه این حکم کلی است، ولکن گفتیم که امام صادق(ع) فرمودند: این حکم در حق امام حسین(ع) جاری شده است.
بنابراین اگر نبود بقیّه ی ذریّه ی طاهره ی او و نبود به جهت وجود حجّت الهی که محل فیوضات الهی و سبب نزول رحمت و برکات نامتناهی است، هر آینه عالم سرنگون شده و همه ی دنیا و ما فیها زیر و زبر شده بود؛ زیرا که کشتن جگرگوشه ی پیغمبر(ص) و اسیر نمودن دختران فاطمه ی زهرا(س) امر سهلی نبود...
بلی، هلاکت این جماعت اولی بود، اما خدا این جماعت را به واسطه ی حجت خود که در میان خلق بود، عذاب نفرمود... همه مثل امام حسین(ع) نیستند و هر بلیّه ای مثل بلیّه ی امام حسین(ع) نیست...
2. شیخ مفید از حضرت امام صادق(ع) روایت کرده که حضرتش فرمودند:
هنگامی که امام حسین(ع) از مدینه حرکت کرد، گروهی چند از ملائکه به نزد آن حضرت آمدند و در دستانشان نیزه هایی چند داشتند و بر اسبهای نجیب بهشتی سوار بودند.بر حضرتش سلام کرده عرض کردند:
ای حجّت خدا بعد از جدّ ، پدر، مادر و برادر خود! خداوند جلیل در مواطن بسیاری ما را به مدد و یاری جدّ بزرگوارت فرستاد؛ اکنون ما را به مدد و یاری تو فرستاده است.
حضرت فرمودند: وعده گاه ما در بقعه ای است که مرا در آن شهید می کنند و قبر من در آن خواهد بود که آن را کربلا می گویند.
عرض کردند: هرچه امر می کنی اطاعت می کنیم.آیا از کسی می ترسی با تو همراهی کنیم؟
فرمود: ایشان را بر من تسلّطی نیست، تا به محل شهادت خود برسم.
پس از آن گروهی از جنّیان به خدمت آن مظلوم آمده عرض کردند: ای آقای ما! ما شیعیان و یاوران توایم.هر امری که داری بفرما! اگر امر کنی همه ی دشمنان تو را هلاک کنیم و تو در جای خود باشی، هر آینه خواهیم کرد.
امام حسین(ع) فرمودند: خداوند شما را جزای خیر دهد.آیا کتاب خدا را که بر جدّم نازل شده نخوانده اید که می فرماید:
" هرکجا که باشید مرگ شما را در می یابد ، گرچه در برج های محکم و استواری ساکن شوید. سوره نسا.آیه 87"
و در جای دیگر می فرماید: " هرآینه آنان که در لوح محفوظ کشته شدنشان نوشته شده، به طرف قتلگاه خود بیرون آمدند. سوره ی آل عمران.آیه 154"
اگر من بر جای خود بمانم، این خلق دور از رحمت خدا با چه چیزی امتحان شوند؟ و چه کسی در محل قبر من دفن خواهد گردید و حال آنکه خداوند در روز دحوالارض آن را از برای من اختیار فرموده و آن مکان را محل دلنشین شیعیان من قرار داده که دلهای ایشان به آن مایل شده و آن محل امان می باشد....
ایشان عرض کردند: یابن رسول الله! اگر نه این بود که اطاعت تو واجب است، هر آینه دشمنان تو را پیش از آنکه به تو برسند، می کشتیم.
حضرت فرمودند: به خدا قسم! قدرت ما بیش از شماست، ولکن باید حجّت خدا بر خلق تمام شود. [ بحارالانوار 330/44 و 331]
3. قرآن کریم در مورد مهلت دادن به کافران در آیه ی 178 سوره آل عمران میفرماید: «وَ لا یَحْسَبَنَّ الَّذینَ کَفَرُوا أَنَّما نُمْلی لَهُمْ خَیْرٌ لِأَنْفُسِهِمْ إِنَّما نُمْلی لَهُمْ لِیَزْدادُوا إِثْماً وَ لَهُمْ عَذابٌ مُهینٌ ** آنها که کافر شدند، (و راه طغیان پیش گرفتند،) تصور نکنند اگر به آنان مهلت مى دهیم، به سودشان است! ما به آنان مهلت مى دهیم براى اینکه بر گناهان خود بیفزایند و براى آنها، عذاب خوارکننده اى (آماده شده) است.»
لذا مهلت دادن به کافران و نازل نشدن عذاب، در جهت غافل شدن از حق و مشغول شدن به دنیا بوده است چراکه باید دانست خداوند در آیه ی 54 سوره ی آل عمران نیز خود را خیرالماکرین خوانده است؛ یعنی بهترین مکر کنندگان.
4. خداوند در مورد نازل نشدن عذاب الهی در زمان پیامبر(ص) بر امت آن حضرت نیز دو دلیل آورده است که آن نیز ناشی از برکت وجود آن حضرت و عظمت مقام ایشان در پیشگاه خداوند بوده است.
خداوند در آیه ی 33 سوره انفال می فرماید: « ولی ( ای پیامبر! ) تا تو در میان آنها هستی خداوند آنها را مجازات نخواهد کرد و (نیز) تا ( گروهی از آنها) استغفار می کنند، خدا عذابشان نمی کند.»
بعد از حضرت رسول(ص) همواره بودند از کسانی که در پیشگاه خداوند و میان امت اسلامی جایگاهی ویژه داشته اند مانند امامان معصوم علیهم السلام اجمعین و شیعیان مخلص آنها که مدام از جانب خود و دیگر مومنان استغفار می کردند.
5. حضرت زینب(س) نیز در بخشی از خطبه ی خود که برای مردم کوفه ایراد فرمودند، بیان کردند که « مهلت دادن شما را به سبکسری واندارد!... همانا چیزی خداوند را به تسریع در کاری وادار نمی کند. خداوند نمی ترسد که عذاب شما فوت شود. چنین نیست!... ». در شرح این قسمت از خطبه می توان گفت: عقیله ی بنی هاشم، زینب کبری(س) می فرماید بدانید که سبب فرستاده نشدن عذاب الهی بر شما با سرعت و شدت، نه بخاطر اهمال و سستی است، بلکه خداوند برای مقررات هستی، اصول و قواعدی حکمت آمیز دارد که از آن جمله، گزینش هنگامه ی مقرر و مناسب برای فرود عذاب و نوع کیفر است. اضافه بر این پیامبر رحمت حضرت محمّد مصطفی(ص) از خداوند خواست که در کیفر امتش عجله نکند که این درخواست از ویژگی ها و امتیازات امت پیامبر اکرم(ص) است. لذا نه جامعه ای از جامعه های پیشین اینگونه مورد تکریم بود و نه هیچ پیامبری از پیامبران آنها دارای چنین امتیازی بود. [ پژواک اسارت،دکتر سید اسحق حسینی کوهساری،ص438]
6. ناقه ی صالح را نیز عظمتی نبود، زیرا که مثل آن را هزاران هزار در عالم می کُشند اما چون خدا آن را آیتی از آیات خود قرار داده و سفارش فرموده بود که آن را اذیّت ننمایند، و آن را کشتند؛ خدا به خاطر آن عمل در غضب شد و آنان را هلاک کرد. اما در مورد سیدالشّهدا که هر صفتی از صفاتش آیتی از آیات الهی بوده و هر موی سرش در پیش خداوند از هزاران هزار ناقه ی صالح عزیزتر بود باید دانست که اگرچه حق تعالی عذاب خود را نازل نفرمود و عالم را سرنگون ننمود، ولکن آنچه در آخرت به جهت ظالمان مهیّا فرموده، آنان را کفایت می کند. پس باید به قضای الهی تن در داد و کرده ی حکیم علی الاطلاق را موافق قسمت دانست. همانا کسی در عقوبت و گرفتن انتقام تعجیل می کند که خوف فوت وقت داشته باشد و بترسد که فرصت انتقام از دست او برود که خداوند برتر از آن است و در کمینگاه ستمکاران می باشد.
« آنان که ظلم و ستم کردند به زودی خواهند دانست که به چه کیفرگاهی باز می گردند.
سوره ی شعرا.آیه ی 227 »
و من الله التّوفیق.
یا علی (ع) مدد.
سلام. مطلب خوبی بود. ممنون
گاه روح مسخ می شود مثل یزیدیان کالانعام بل هم اضل...